الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
158
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بيان آيهء 43 قرائت اهل كوفه - بجز عاصم در اينجا و در سورهء مائده « لمستم » را بدون الف و ديگران « لامستم » با الف قرائت كردهاند . دليل كسى كه بدون الف قرائت كرده اين است كه در مورد متعدد در قرآن كريم ، اين معنى به صورت ثلاثى مجرد بيان شده است مثل : « لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ » ( سوره الرحمن 56 ) يعنى انسانى ايشان را مس نكرده است و مثل وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ سوره مريم 20 يعنى بشرى مرا مس نكرده است و كسى كه با الف قرائت كرده است ، مىگويد « لمس » و « لامس » به يك معنى است مثل « عاقبت اللص » بمعنى « عقبت اللص » يعنى دزد را دنبال كردم . لغت لا تقربوا : نزديك مشويد . « قرب يقرب » ، لازم است لكن « قرب يقرب » متعدى است . سكر : محل بستن و سكر بستن مجراى آب است ، علت اينكه سكر بمعنى مستى است اين است كه : راه معرفت را مىبندد . سكره مرگ يعنى حالت فرا رسيدن مرگ و لحظههاى آخر . « سكارى » جمع « سكران » و « سكران » صفت مذكر يعنى مردمست و مؤنث آن « سكرى » است . جنب : شخصى كه جنابت دارد خواه مرد باشد خواه زن و خواه مفرد باشد خواه جمع . عابر : عبور كننده و عبور بمعنى رفتن از طرفى به طرفى ديگر است . غائط : محل مطمئنى كه براى مخفى بودن از چشم مردم به آنجا مىرفتند كم كم بر اثر كثرت استعمال به مدفوع نيز غائط گفته شد .